دوست نداشت..

وقتی پاییز و کنارت جا گذاشت

وقتی رفت و تو رو تنها گذاشت

شاید اون موقع بفهمی هیچوقت

هیشکی اندازه ی من دوست نداشت دوست نداشت

کی مثه تو از تمام دنیا منو پا بند همین خونم کرد

کی مثه تو دردمو می فهمید کی مثل تو منو دیونم کرد

وقتی بدجوری دلت میگیره

وقتی گریه دیگه بی تاثیره

کی نوازش میکنه دستاتو کی مثه من بغلت میگیره

کی مثه تو از تمام دنیا منو پا بند همین خونم کرد

کی مثه تو دردمو می فهمید کی مثل تو منو دیونم کرد

وقتی بدجوری دلت میگیره

وقتی گریه دیگه بی تاثیره

کی نوازش میکنه دستاتو کی مثه من بغلت میگیره

وقتی پاییز و کنارت جا گذاشت

وقتی رفت و تو رو تنها گذاشت

شاید اون موقع بفهمی هیچوقت

هیشکی اندازه ی من دوست نداشت دوست نداشت

d4yp_img_20150628_022956.jpg

 

- دانشگاه هم با همه بدبختیاش تموم شد..

- ترانه بالا از مهدی یراحی ...

 - عکس زیادی بزرگ شد. حسش نیس کوچیکش کنم خجالت

/ 8 نظر / 18 بازدید
علی

بلاخره بعد از مدت ها برگشتید :) شعر زیبایی بود. راستی سلام

علی

چه عجب سرزدین[قلب]

علی

سلام ناشناس خانم یا هم پرفسور ناشناس[زبان]

علی

نشسته برف تنت بعد سال ها به تنم یخ تو باز آخر ، از آتشی که منم تو در کنار منی ، عشق کار خود را کرد رسیده لحظه شیرین با تو ما شدنم نمی شود بر این لحظه نام بوسه گذاشت نزول آیه ی لب های توست بر دهنم تمام شهر به دنبال نام عطر منند گرفته بوی تو را تار و پود پیرهنم..

علی

بهت سرمیزنم..قول میدم.بشرطی که فراموش نکنی

علی

دلم میخواهد اگر بار دیگر به دنیا آمدم در زندگی بعدی مـــــــرد باشم ! مرد که باشم ، دیگر زن را خـــــــوب می شناسم ! اینکه تا چه حد غیر قابل تصور است ! ریز بین و حساس است ! اینکه حواسش همیشه به همه چی هست ؛ هم ظاهر ، هم باطن ، هم افکار مـــــــردش... حتی موقع بوســــــیده شدن ، هوشیار است و "یک لحظه" کافیست بوی خــــــیانت را احساس کند تا بسوزاند و بسوزد ... می فهمم چرا زن رویـــــــا می بافد !؟ چرا مدام می پرسد دوســــــتش دارم یا نه !؟ چرا دوست دارد نــــــاز کند و چقدر كــِــيف می کند نازش کشیده شود ...!؟! چقدر برایش بوسیده شدنی که به تخت نرسد "حـــــــرمت" دارد ..... و چرا و کی و چطور یکباره دل میکند و می رود و می رود !؟... چرا یک زن خـــــــاطره اش را در نــبودش ، از بودنش بیشتر دوست دارد !؟... و چطور با خاطره های خوبش زندگی میکند.... چرا زن انقدر در عاشقی بی پـــــــروا هست!؟... و چــرا دوســت داشــتن زن ..... " تـــا کـــجـــا " و " تـــا کـــی " نـــدارد !؟ ، نــــــــــــهـایـت نــــدارد.

روزالی پیرسون

دلت را بتکان! اشتباهایت وقتی افتاد روی زمین بگذار همانجا بماند؛ فقط از لابه لای اشتباهایت یک تجربه را بیرون بکش؛ قاب کن و بزن به دیوار دلت. اشتباه کردن اشتباه نیست؛ در اشتباه ماندن اشتباه است!