شعر


بی تو من تندیسی از یک آدم وا رفته ام
پادشاه سرزمین های به یغما رفته ام

مرگ را بی شک جوابی نیست اما بعد تو
بارها تا مرز حل این معما رفته ام .

اوج در راه تو بی معناست،من با این حساب
گویی از کوهی بدون قله بالا رفته ام

من شبیه تشنه ای هستم که دنبال سراب
بارها گفتم نخواهم رفت اما رفته ام

از ازل خود را به جای سایه ام جا زد ،مدام
بخت بد همراه من بوده است هر جا رفته ام

نیستی و عایدم دستی ست خالی،این منم
رود بی آبی که با ذلت به دریا رفته ام

 


/ 5 نظر / 8 بازدید
روزالی پیرسون

یا رب مکن از لطف پریشان ما را هرچند که هست جرم و عصیان ما را ذات تو غنی بوده و ما محتاجیم محتاج به غیر خود مگردان ما را

روزالی پیرسون

شعر بسیار قشنگ و خوبی بود... فقط از نظر عرض و قافیه شعری کم و کاست داره... بیت ها هم اندازه باس باشن...[گل]

حقدوست

[گل][گل][گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل] سلام دوست گرامي. [گل] ضمن آرزوي بهترينها براي شما؛ [گل] اين پيام، کارت دعوتيست محضر شما عزيز. ## ‌خوشحال خواهم شد در کلبه خود در خدمت شما باشم. ## مطمئنا «مطالب متنوع وبلاگ»، پاسخگوي بسياري از سوالات ذهني شماست؛ همانند: @@ جواب شعر: دلخوش از آنیم که حج می‌‌رویم *** غافل از آنیم که کج می‌‌رویم... [گل] @@ کسانی که دنبال تفرقه و اختلاف بین افراد هستند بخوانند [گل] @@ چرا امام زمان(ع) فرزندان قاتلان امام حسین(ع) را می‌‌کشد؟ [گل] @@ آقايان اينگونه همسرداري کنند...(بيست راهکار زندگي شيرين) [گل] (در صفحه دوم وبلاگ) [گل][گل] منتظر حضور و البته «نظرات ارزشمند» شما گرامي هستم.[گل][گل] توصيه ميکنم از باقي صفحات وبلاگ نيز ديدن کنيد. موفق و منصور باشيد. http://bia2mofid.persianblog.ir [گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل][گل][گل]

روزالی پیرسون

خدایا بابت هر شبی که بی شکر تو سر به بالین نهادم بابت هر صبحی که بی سلام به تو آغاز کردم بابت لحظات شادی که به یادت نبودم بابت هر گره که به دست تو باز شد و من به شانس نسبتش دادم بابت هر گره که به دستم کور شد و مقصر تو را دانستم {مرا ببخش ... }